سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
نسیم وحی

در وصف امام رضا (ع)

امام رضا(ع)
چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسند
موج‌های پریشان تو را می‌شناسند

پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی
ریگ‌های بیابان تو را می‌شناسند

نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران تو را می‌شناسند

از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی
ای که امواج طوفان تو را می‌شناسند

اینک ای خوب، فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبان تو را می‌شناسند

کاش من هم عبور تو را دیده بودم
کوچه‌های خراسان، تو را می‌شناسند 
                                            مرحوم قیصر امین پور



کلمات کلیدی : امام رضا (ع)، قیصر امین پور، خراسان

اعتکاف

اعتکاف، میثاقی است دوباره، عهدی است صدباره و نگاهی است یک باره به عمق ناپیدای عشق. سه روز خود را برای او مخلص کردن، عشق را در سحر معنا کردن و روزه را آغاز وصال دانستن. اعتکاف، حج کوچکی است در دل، عمره بزرگی است در نفس، قربانگاه زیبائی است در قلب.
در مساجد جامع شهر محرم شدن، سه روز خود را کنار کوه «جبل الرّحمة» دیدن.
در کلاس عرفات، مقدمات را چیدن و ذکر «مَنْ لِی غیرُک» را سرمشق گرفتن و چون مجنون، نام لیلی را گفتن.
سه شب بیداری از سوز عشق و بیزاری از دنیا و خود را در زمزم معرفت شستشو دادن.
بین صفا و مروه راه رفتن، میان از خود گذشتن و به خدا رسیدن و از آتش عشق هروله کردن.
دوباره بر گردنامش طواف کردن، پشت مقام ابراهیم، زمزمه دعا کردن، بر سجاده نیاز، سفره دل گشودن و در روز آخر، تا منی رفتن و عرفات را پشت سر گذاشتن و منیّت را قربانی کردن. در «اعمال امّ داوود» صحبت عاشقانه کردن و در سجده آخر، خوشه استجابت را درو کردن.
                                                              www.jz.ac.ir



کلمات کلیدی : اعتکاف، روزه

روح الله

فریاد، زقلب تنگ، بیرون آمد
آه از دلِ سختِ سنگ، بیرون آمد
شب در غم تو، سیاه بر تن پوشید
خورشید - پریده رنگ - بیرون آمد
هر برگ گلی که رفت، یغما، در باد
گفتیم: خدا... بقای او باد - زیاد
اکنون چه کنیم - ای خداوند بزرگ
اکنون که درخت سایه افکن - افتاد
ای خاک، امانتی گران آوردند
از فضل خدا، تو را، نشان آوردند
هر بار - به دست تو تنی بسپردند
این‏بار - در آغوش تو، جان آوردند
رحمت، رحمت، به روح پاک‏ات، ای مرد
رویان - گل مغفرت، زخاک‏ات، ای مرد
ای رحمت بی‏کران حق، در هر حال
بر شیفتگان سینه چاک‏ات ای مرد
در عشق - به خود، نه اختیاری داریم
با یاد تو ای امام، کاری داریم
گهگاه، شب جمعه، بهشت زهرا
با تربت پاک تو، قراری داریم
                   محمّدجواد محبت

کلمات کلیدی : امام خمینی، روح الله

بانوی دو عالم


سالروز میلاد خجسته فاطمه زهرا(س) سرور بانوان جهان، عطای خداوند سبحان، کوثر قرآن، همتای امیر مومنان والگوی بی بدیل تمام جهانیان بر همه زنان عالم مبارک باد.
بزرگ بانویی که مهر آمیزترین حکمت الهی، کوثر خاتم شد تا پایان یک رسالت را به آخر رساند،
تا به فضل خدا، عطای وجودش در وسعت بی کران عطش ما جاری شود، تا آنگاه بتوانیم از همه سراب ها رها شویم و از چشمه حقیقتش سیراب، با این که کمتر کسی به کُنهِ وجودی او رسیده، ولی برای تشنگان حقیقت امکان دست یابی به ایشان از طریق علم و عمل به گفتار و سیره آن صدیقه کبری میسر است.


کلمات کلیدی : یاس، فاطمه زهرا(س)، کوثر

زهرا، گل یاس

زهرا، گل یاس




ای علی زهرا گل یاس من است
چشمه خورشیدِ احسانِ من است

یاس من، بوی حقایق می دهد
معنی سرخ شقایق می دهد


یاس من تفسیر رنج «هاجر» است
منشأ گل های سرخ پرپر است

یاس حق، چون بوی «حوّا» می دهد
معنی «ام ابیها» می دهد

یازده آلاله زو آمد پدید
لاله های سرخ، زین یاس سپید

لاله ها روییده از این یاس من
سرخ و خونین، یک حسین و یک حسن

یاس من تفسیر معنای ولاست
معنی نوشیدنِ جام بلاست

یاسم از آلاله ها دارد خبر
یاسم از کرب و بلا دارد خبر

یاس باید کربلا را طی کند
همرهی با رأس گُل بر نی کند

ای علی، این یاس من چون کوثر است
پاسخی بر طاعنان ابتر است

ای علی که هست من چون هستِ تو
یاس خود را می سپارم دست تو
                                                      حسین علی بای



کلمات کلیدی : یاس، زهرای علی، ام ابیها

خدا گفت: ...

خدا گفت: ...

ای فرزند آدم !

من تو را آفریده ام واز حال درون تو با خبرم.
اسرار تو را می دانم وبر ملا نمی کنم.
تنها کسی هستم که تو مطمئنی به تو خیانت نمی کنم.
سرچشمه و منبع همه عشق ها ومحبت ها منم.
تو را برای خودم درست کرده وپرداخته ام.
به من روی آور و با من انس بگیر.
از دیگران بگریز و در من بیاویز.
تو مال منی، نه از آن دیگران،
اگر یک قدم به سوی من بیایی،
                                          ده قدم به سوی تو خواهم برداشت.
ای فرزند آدم !
در شگفتم که چگونه تو با مردم انس می گیری
و به دیگران دل می بندی در حالی که می دانی تنها خواهی مرد
و می دانی تنها در قبر خواهی خفت و تنها در پیشگاه من خواهی ایستاد
وتنها حساب پس خواهی داد.
آیا اندیشیده ای چقدر تنها خواهی بود؟
ساعتی ؟
             روزی ؟
                        سالی ؟
                                     چند هزار سال ؟
                                                      چند میلیون سال ؟
با خودت فکر کن و بیندیش
هر قدر که قرار است پس از مرگ با من تنها باشی، در دنیا با من انس بگیر.
اگر لحظه ای، لحظه ای
                     و اگر همیشه، همیشه!

کتاب تنهایی / محمدرضا زائری


کلمات کلیدی : فرزند آدم، خدا گفت، انس با خدا

دانه ای که سپیدار بود

دانه ای که سپیدار بود
دانه کوچک بود وکسی او را نمی دید.سال های سال گذشته بود و او هنوز همان دانه کوچک بود. دانه دلش می خواست به چشم بیاید؛ اما نمی دانست چگونه. گاهی سوار باد میشد واز جلوی چشم ها می گذشت. گاهی خودش را روی زمین? روشن برگها می انداخت و گاهی فریاد میزد و می گفت «من هستم؛ تماشایم کنید!»
اما جز پرنده هایی که قصد خوردنش را داشتند، یا حشره هایی که به چشم آذوق? زمستان به او نگاه می کردند، هیچ کس به او نگاه نمی کرد.
دانه خسته بود از این زندگی؛ از این همه گم بودن و کوچکی خسته بود. یک روز رو به خدا کرد و گفت؛ «نه این رسمش نیست. من به چشم هیچ کس نمی آیم. کاش کمی بزرگ تر، کمی بزرگ تر مرا می آفریدی!» خدا گفت: «اما عزیز کوچکم! تو بزرگی! بزرگ تر از آنچه فکر می کنی. حیف که هیچ وقت به خودت فرصت بزرگ شدن ندادی! «رشد» ماجرایی است که تو از خودت دریغ کرده ای. راستی یادت باشد تا وقتی می خواهی به چشم بیایی، دیده نمی شوی. خودت را از چشم ها پنهان کن تا دیده شوی!»
دان? کوچک معنی حرف حرف های خدا را خوب نفهمید؛ اما رفت زیر خاک و خودش را پنهان کرد. رفت تا به حرف های خدا بیشتر فکر کند.
سال ها بعد دان? کوچک، سپیداری بلند و با شکوه بود که هیچ کس نمی توانست ندیده اش بگیرد.
سپیداری که به چشم همه می آمد.

  عرفان نظرآهاری(هر قاصدکی یک پیامبر است، ص 24)


کلمات کلیدی : ذانه، سپیدار، پنهان، رشد